۱۳۸۸ آذر ۱۹, پنجشنبه

رییس نابکار سپاه به زن همسایه چه گفت

قرارگاه سپاه شهید باکری کرج اخیرا یکی ازین دستگاههای مرگبار پارازیت را روی دکلش نصب کرده که باعث شده اهالی محل به امراض گوناگون مبتلا بشن مثل سر درد، حالت تحوع، حالتهای عصبی، بد اخلاقی و ...
ساختمان اداری مقر سپاه شهید باکری درست روبروی خونه ماست.
دیروز خانم همسایه ما رفت به این ساختمان که اعتراض کنه به وضعیت پیش اومده اونطوری که به مادرم میگفت و منم فالگوش ایستاده بودم میگفت برده بودنش پیش رییس
خانم همسایه به رییس گفته بود این دستگاه پارازیت شما بچه های منو مریض کرده لطفا جمع کنید بساطتان را
همونطور که پیش بینی میشد بهش گفته بود این دکل واسه بی سیم هست!!
"دکلی که روی ساختمان وجود داره 20 روز نیست که نصب شده و فقط یک دستگاه سفید رنگ روش نصبه و هیچگونه ابزار دیگری روی دکل نصب نکردن(مثل دیش)"
بعد این رییس بحث را عوض میکنه و شروع به نصیحت کردن خانم همسایه میکنه و بهش میگه که شما بد حجاب هستید و ما محافظ شما بدحجابها هستیم چون شما آدمهای بد را تحریک میکنید!!
مثلا همین تظاهراتی که راه افتاده زیر سر امثال شما بد حجابهاست چون آدمهای بد و جوونا فکر میکنن عشق و حاله و میرن تظاهرات و کشته میشن، موسوی یه چیزی میدونست بد حجابهارو جمع کرد دور خودش اما با شعار دادن و بد حجابی حکومت عوض نمیشه
و کم کم پیش میره و میره تا خاطرات سکسی تعریف میکنه که چطور زنی رو صیغه میکنه و وقتی میخواد چادرشو برداره بهش میگه نه! ما هنوز محرم نشدیم!
یا چطور 4 تا دختر بد حجاب را دستگیر میکنه که میخواستن برن شمال و بهشون میگه چون ممکنه پسرها کار دستتون بدن حق ندارید برید شمال و در راه برگشت با یکی از اونا که مطلقه بوده صیغه میکنه.
و کم کم حرفاش وقیح تر و وقیح تر میشه تا جایی که خانم همسایه احساس نا امنی میکنه و میخواد که ساکتش کنه دست میندازه تو کیفش موبایلشو در میاره و الکی شروع به حرف زدن میکنه و از اتاق میاد بیرون
وقتی این چیزا رو تعریف کرد به مادرم گفت : مادر ببینید روزی و آسایش و امنیت ما دست چه کسانی افتاده!

۱۳۸۸ آذر ۱۳, جمعه

جناب سردار نقدی! اگر قانون حاکم باشد شما باید توالت تی بکشید!

شرایطی را تصور کنید که یک تیم از اشخاص را در دره رودخانه ای رها کرده اند.
این اشخاص تشکیل شده اند از مثلا سردار نقدی، احمدی نژاد، خامنه ای، مهندس صفایی فرهانی، مهندس نبوی، دکتر رمضانزاده.
حالا تصور کنید به این تیم بگویند شما مثلا 2 سال فرصت دارید تا یک سد بسازید وگرنه سیلاب این رودخانه همه شما را خواهد کشت.
دو وجه از این ماجرا را تصمیم دارم بازگو کنم:
1 - شرایطی که خامنه ای قدرت را در دست دارد:
در این شرایط خامنه ای به احمدی نژاد میمون دست آموزش پناه میبرد چون فکر میکند پس از ساخته شدن سد دیگر کسانی که این سد را ساخته اند از او فرمانبرداری نخواهند کرد، پس به احمدی نژاد میگوید من بتو قدرت میدهم و تو هم باید از کیان سلطانی ما دفاع کنی وسلطنت من و فرزندانم را بیمه کنی.
احمدی نژاد که تا دیروز بالای درخت زندگی میکرد بسیار خوشحال پیشنهاد را قبول میکند و چون قول داده از کیان سلطنت دفاع کند سردار نقدی را استخدام میکند و به او ماموریت میدهد که کسانی که مخالف سلطنت خامنه ای هستند را سرکوب کند، در نتیجه جناب نقدی میرود و مهندس صفایی و مهندس نبوی و دکتر رمضانزاده را دستگیر میکند و به زندان رهسپارشان میکند و بالطبع 2سال بد سیل میاید و همراه با کیان سلطانی همه نابود میشوند.
2 - شرایط شایسته سالاری:
در این شرایط مهندس نبوی به دلیل تجربیات زیادش و اینکه یکبار طعم ویرانگر سیل را چشیده به همه اطلاع میدهد که سیل خواهد آمد و افراد را بسیج میکند و سپس به صفایی فراهانی پناه میبرد و از او میخواهد که مسئولیت ساختن سد را بپذیرد و او هم میپذیرد اما مانعی هست هنوز و آن مانع اینست که دوستان ولایت مدار سیل را باور ندارند و در کار اشکال ایجاد میکنند و در پی این هستند که قدرت را در انحصار خودشان در آورند و سلطنت کنند.
در این شرایط دکتر رمضانزاده به میدان میاید و قانون مدنی تهیه میکند و آنها را از عواقب کارشان مطلع میکند و فرض میکنیم آنها نیز میفهمند و مطابق قانون باید سهم خودشان را برای ساختن سد بپردازند.
اما واقعا چه کاری میتوانند انجام دهند؟
خامنه ای چون اعتیاد شدیدی دارد و بدن علبل معاف میشود و وظیفه اش این خواهد بود که تریاک بکشد و ستار بزند و افراد را شاد کند.
احمدی نژاد چون خیلی دروغ میگوید از کارهای دفتری منع میشود و وظیفه اش این خواهد بود که سنگ حمل کند
و سردار نقدی چون آدم داش مشدی هست و بدون اسلحه آدم بی خطری میشود اجازه پیدا میکند به اجتماع بپیوندد و وظیفه تی کشیدن توالتها و آبدارچی گری را قبول میکند.
و به این ترتیب سد ساخته میشود و نجات پیدا میکنند.

۱۳۸۸ آذر ۲, دوشنبه

بارالها! ما حال نداریم به راه راست هدایت شویم، خودت راه راست را به سوی ما کج کن


بد شانس ترین نسل تاریخ ایران ما هستیم :‌ تو نوزادی شیر خشک نایاب شده بود… تو بچگی هم دوران جنگ بود… دوران تحصیل هم هر چی طرح بود رو ما امتحان کردن… نظام قدیم، نظام جدید، نظام خیلی جدید… رسیدیم دانشگاه سهمیه ها بیداد کردن… فارغ التحصیل شدیم به خاطر زیاد بودن جمعیت کار پیدا نشد… ماشین خریدیم بنزین سهمیه بندی شد بارالها! ما حال نداریم به راه راست هدایت شویم، خودت راه راست را به سوی ما کج کن /

۱۳۸۸ آبان ۲۳, شنبه

نگاهی دقیقتر به خیابانهای تهران

16آذر به انقلاب ختم می شود.ادامه ی انقلاب به آزادی می رسد.اما تا رسیدن به خود تندیس آزادی باید همچنان ادامه داد. جمهوری اسلامی با آزادی فاصله دارد.در حالیکه در ظاهر با هم در یک امتداد هستند اما فاصله مطمئنی باهم دارند.جمهوری اسلامی با رسیدن به خیابان رودکی تمام می شود اما آزادی همچنان ادامه دارد. انگار که جمهوری اسلامی تمام توانش در همراهی با آزادی تا همان رودکی بوده است ملت خیابان کوتاهی است که با رسیدن به خیابان جمهوری اسلامی پایان می پذیرد. سفارت انگلیس هم در خیابان جمهوری اسلامی قرار دارد.سفارت روسیه با اینکه در نوفل لوشاتو قرار دارد اما آن هم به جمهوری اسلامی نزدیک است. اگر از انقلاب به آزادی و جمهوری اسلامی بخواهید برسید٬ مسیرها در تضاد با یکدیگر هستند.برای رسیدن به آزادی باید انقلاب را ادامه داد و برای رسیدن به جمهوری اسلامی باید از آزادی و انقلاب فاصله گرفته و انقلاب را رو به پایین رفت. ضمنا دانشگاه و پارک دانشجو چقدر به انقلاب نزدیک هستند خیابان ایران هم خیابانی است که فقط عده ای خاص با عقایدی خاصتر در آن جای دارند. پاسداران همان سلطنت آباد سابق است.فقط اسمش عوض شده. جهت همان جهت و شیب همان شیب است. خیابان نبرد به پیروزی می رسد. خیابان پیروزی که ابتدای آن میدان شهداست. ....و برای رسیدن به فرجام از هنگام باید رفت. جالب بود نه؟؟؟ انگار قبلا (اوایل انقلاب) یکی با مهارتی خاص این اسامی را انتخاب کرده.

۱۳۸۸ آبان ۱۹, سه‌شنبه

اعدام سید علی خامنه ای عین دموکراسی است...عین عدالت است.

هر روز که در این ویرانه خبر اعدامی میشنوم این سئوال را از خودم میپرسم که آیا فردایی خواهد بود که این حکم لعنتی سایه شومش را از این دیار ببرد؟
آیا میشود هرگز جسد انسانی بر بالای دار تاب نخورد؟
آیا روزی خواهد آمد کرامت انسان را دیو صفتان زیر قدوم نا مبارکشان لگد نکنند؟
آیا...
اما غرق در این افکار به پارادوکس عجیبی میرسم و آن اینکه اگر روزی سید علی خامنه ای در ملا عام اعدام شود من در صف اول خواهم بود و از همه بلند تر هورا خواهم کشید و تردیدی ندارم در سراسر کشور اکثریت مطلق مردم در آنروز شاد خواهند بود پس چنانچه این سخن درست باشد اعدام حیوانی همچون علی خامنه ای عین دموکراسی است.
همینطور عده زیادی از اوباش رژیم هستند که مستحق چنین عقوبتی اند مثل احمدی نژاد،حسین طایب،مجتبی خامنه ای،نقدی،رادان و غیره...
حالا من از شما سئوال میکنم واقعا امکان دارد از اعدام این جانیان صرف نظر کرد؟

۱۳۸۸ آبان ۱۴, پنجشنبه

این اسلام واقعی که میگید چیه؟ نمونه اش کجا هست؟

ما به هرکس رسیدیم و فحش دادیم به اسلام به ما گفت این مصیبتهایی که ما میکشیم ربطی به اسلام نداره و اسلام واقعی خیلی خوبه اسلام واقعی رئوفه اسلام واقعی نازه ... اسلام واقعی اله... و بله...
اما هیچکس به ما نگفت این اسلام واقعی اصلا چی هست؟ خوردنی یا پوشیدنی! جاندار یا بی جان!
ما که هر کشور مسلمونی دیدیم بد بخت بودن از ایران بدتر!
ملاحظه کنید وسط اروپا فقط یه کشور بدبخت جهان سومی هست همون مسلمونه(بوسنی)
یکی نیست بگه این آدمکش ها چرا همشون مسلمونن؟
واسه نمونه یک انتحاری کافر اسم ببرید!
هر چی تکنولژی، پیشرفت،علوم،صنعت،... هست مدیون این برادرهای کافر هست!
این مسلمونای واقعی نباید یه غلطی تو این هزارو چهارصد پونصد سال میکردن که بشه بهش استناد کرد؟
حالا هر جا یه موضوع منفی بیش بیاد یه سرش میخوره به اسلام!
25% جمعیت زمین مسلمونن یعنی 1% مفت خور(پول نفت خور)+24% گرسنه!
همــــــــــــــــــــه پابرهنه
بسیجی ها مسلمون واقعی نیستن! طالبان مسلمون واقعی نیست! آخوندا مسلمون واقعی نیستن! منم که اصلا مسلمون نیستم!!
پس این اسلام واقعی که میگن چیه؟ نمونه اش کجاست؟

تا کی سکوت؟ بی خشونت تا کـــــــــــــــــــی؟

تا کی میشه مسالمت آمیز بود؟
تا کی میشه بی خشونت تظاهرات کرد؟
تا کی میشه باتوم تو سرت بزنن و بازم برنامه ریزی کنی واسه دفعه بعد؟
تا کی میشه سکوت کرد؟
آیا وقعا امکان داره این وضعیت رو تحمل کرد که ببینی جانوران علی خامنه ای تو سر فرزندان ایران بزنن و بیهوش کنن مثل گاو پشت کنن و برن؟
آیا واقعا کسی هست که ببینه دختر ایران به پای یک کثافت بیفته و التماس کنه بهش که کتک نزن نامرد و بازم سکوت کنه؟
من به نمایندگی از تمام انسانهای آزاده و با شرف قاطعانه میگم نــــــــــــــــــــه!! نمیشه!
بترسید از روزی که طاقت ما تاب بشه!
قسم میخورم اون روز حمام خون در خیابانهای تهران براه خواهد افتاد! حمام خون!
و این کثافتی که به بار آوردید با خون پاک خواهیم کرد.
ما دنبال این نیستیم اما اگر شما هستید ما ناچاریم بایستیم و از خونریزی هم باکی نیست.
این شما هستید که ضرر میکنید.
میبینم روزی را که این مردم جسدهای شما جانوران را اینسو و آنسو به دار کشیده اند. به آتشتان مکشند تردید نکنید!
ما دنبال این نیستیم ما دنبال خون نیستیم!
خون اول را شما ریختید! خون اول را شما ریختید!