۱۳۸۸ مهر ۵, یکشنبه

اتحاد قرمز و آبی بر علیه سیاهی (جمعه استادیوم بزرگ آزادی)


اتحاد قرمز و آبی و حضور سبز ها در روز جمعه آینده در ورزشگاه آزادی... با تشکر از حامیان..... رسانه شمایید

۱۳۸۸ مهر ۲, پنجشنبه

احمدی نژاد برای بار دوم ندا آقا سلطان را کشت

احمدی نژاد دیگر مایه ننگ ایران نیست این موجود متعفن دشمن قسم خورده این خاک است و مایه ننگ بشریت.
این انسان بی مقدار که حقا گذاردن اسم آدمی بر وی کاریست بس خطا دوبار لب به یاوگویی باز کرد و اینبار سخنی بر زبان راند که بسان تیری زهرآگین بر سینه تمام ایرانیان وطن پرست نشست و اسباب چنان خشمی شد که آه از نهاد هر کسی که کمترین تعلقی به تبار ایرانی دارد برآورد.
شئامت و شقاوت و وقاحت و قباحت و کثافت و حماقت را در حد اعلا در شمایل غیر انسانی این مردک بروشنی دیده میشود وقتی عکس بیگانه ای را روبروی چشم میلیاردها انسان میگیرد و خون ندای عزیزمان را پایمال میکند.
آیا این کار کم از کشتن ندا داشت؟ آیا این صحنه از به خون خفتن ندا چیزی کم داشت؟ بیگمان خیر اگر آنروز ندا به تیر غیب گرفتار شد امروز به تیر شخصی که خود را رییس مردم ایران میداند کشته شد.
مارا چه شده که زبان در کام فرو برده ایم و چنین ستمی را ستمکش شده ایم؟
کجایی کوروش کبیر که ببینی چه حقیرهایی وارث تاج و تختت شدند و کجایی رستم دستان که ببینی زیردستانی از تبار توران بر ایرانیان مسلط شده اند کجایی آرش که ببینی امروز تیر برسینه ایرانیان نشسته و کجایی کاوه که ببینی داغ بر دل ایرانی گذاشتند.

آقای احمدی نژاد! نمیدانم چه چیزی بنویسم از شاءمت و وقاحت وقباحت و کثافتت

واقعا قلم قاصر است ازبیان ناپاکی تو نمیدانم چه چیزی بنویسم از شاءمت و وقاحت وقباحت و کثافتت.
تو خوک پستی هستی که گوشتت حرام است حتی نباید اسم خوک را بتو لقب داد چرا که ستمکاریست در مورد خوک
ای بنده معصیتکار متعفن! چطور به خود اجازه دادی در مقابل هموطن ما عکس بیگانگان را به هوا ببری؟
بوی تعفنت از هزاران فرسخ آنسوتر هر شامه بی احساسی را مشمئز کرده.
گاهی از خودم میپرسم آیا به مرحله ای از بی غیرتی رسیده ام که ننگی بسان تورا تحمل کنم و زبان در کام گیرم؟
یقینا نه! نه من چنین انسانیم که تو در این ملک چنان کنی نه نوادگان کورش کبیر و رستم دستان اجازه خواهند داد فرزندان اهریمن بر سرزمین ایران مسلط شوند.
بدان در فردای ایران خبرنگار از تو پرسش نخواهد کرد و راجعبه بیگانگان سوالی نخواهد بود
تو در پیشگاه خلق سرفراز ایران و خونخواهان سرهای بریده محاکمه خواهی شد آیا گمان میکنی آنسان نیز عکس بانویی از دیار توران به یاری تو خواهد آمد؟
آیا خیال کردی مردم پاک سرزمین آریا در مجازاتت لحظه ای درنگ میکنند؟
بترس از روزی که شما و تبارتان نیز در جهنم خشم ما خاکستر خواهید شد و دیری نخواهد پایید که پرچم کفر از سرزمین من رخت برخواهد بست و دوباره خورشید بر آسمان ایران فروزان خواهد بود و این ابر سیاه بی باران ملک آریا را ترک خواهد گفت {آمین}

۱۳۸۸ مهر ۱, چهارشنبه

عمو محسن سازگارا! کجاست اون مچبند سبزت؟

امشب کارمو زودتر تعطیل کردم که بیام تفسیر خبر را ببینم بعد از انتخابات از سازگارا خوشم اومد خیلی احساساتی و باحال حرف میزنه مامانم واسه عتاب خطابهاش غش میکنه وقتی به زور لابلای برنامه برنامه های جنبشو میگه بابام میگه باریکلا! ببین چه خوب به مردم خط میده!
اما من عاشق حرکت دستش بودم که الکی تکون میداد که مچبند سبزشو نشون بده اما امشب خبری از مچبند نبود خیلی هم دست تکون نمیداد.
نمی دونم شاید من زیادی احساساتی هستم یا پر توقع اما حالم گرفته شد.
دلم میخواست زنگ بزنم صدای آمریکا بگم عمو محسن! کجاست اون مچبند سبزت؟

۱۳۸۸ شهریور ۳۱, سه‌شنبه

جناب ضرغامی بلاخره نگفتید چندتا سعیده آقایی در سراسر جهان وجود داره!

جناب ضرغامی بلاخره نگفتید چندتا سعیده آقایی در سراسر جهان وجود داره!

مرتضی حیدری! خجالت بکش

داشتم برنامه دکتر نوری زاده را نگاه میکردم از تلویزیون روژهلات که یهو برق رفت چند دقیقه بعد که برق آمد دوباره تلویزیون را روشن کردم تلویزیون ما طوری ساخته شده که بصورت پیش فرض میره رو کانال یک و بعد باید دستی کانالی که میخواهی را وارد کنی.
بهرحال در همون یک لحظه ای که تلویزیون رفت رو کانال یک چهره سعید حجاریان را دیدم کنجکاو شدم ببینم جریان چیه کمی بیشتر برنامه را دنبال کردم و دیدم بله یک اعتراف شو در حال پخشه که سعید حجاریان و عطریانفر و سعید شریعتی نشستن اما اینبار با کت و شلوار!
اما وقتی سعید حجاریان زبان باز کرد تنم لرزید با کلمات بریده بریده متنی که جانیان رژیم خامنه ای آماده کرده بودند را میگفت.
لحظه ای دوربین چرخید و بعد مجری برنامه را نشان داد باورم نمیشد مرتضی حیدری بود.
این مرتضی حیدری جایگاهی نزد اصلاح طلبها داشت اما امشب در حد ایمان مراتی وطن فروش خودشو پایین آورد.
دلم میخواست داد بزنم کثافت! بس کن خجالت بکش
چطور میشه جلوی کسی نشست که حرف زدن براش سخته و ازش اعتراف گرفت؟
جناب حیدری این نانی که برای زن و بچه ات میبری از گوشت سگ حرامتره!
من همیشه فکر میکردم شما گویندگان صدا و سیما مجبورید دروغ بگید اما جناب حیدری مجبور نبودید به این مصاحبه دروغین تن بدید و رها میکردید دیوانگانی که این سناریو را نوشتند یه فکری هم برای مجریش بکنن مثلا همون ایمان مراتی را استخدام میکردن
این کار شما خیانت به همه کسانی بود که جانشان را در دستشان گرفتن و دارن برای آزادی تو مبارزه میکنن تویی که از هم اکنون ننگ است که لقب هموطن بتو داد!
ایرا بدان تو و رییس هایت در فردای ایران باید پاسخگو باشید

ان در نیویورک